بدون عنوان
امروز قرار بود آرمان جان و مانی جان بیان خونمون,البته قبلش
قرار بود بریم بیرون ولی اینقدر هوا گرم بود ترجیح دادیم تو
خونه قرار بگذاریم و شما سه تا باهم بازی کنید
کلیم با هم بازی کردید و آرمان و مانی یه کمکی با هم کلکل کردن
فدای تو بشم از دلجویی کردنهات از این دوتا یه بار آرمان مانی رو
گاز کرفته بود نبالش راه افتاده بودی و هی با اخم میگفتی منو
نیگاه کن بهت میگم منو نیگاه کن,بعد اومده بودی به مانی
میگفتی از اون غذا خوشمزه ها دوست داری عزیزم برات بیارم
خیلی خوشمزست هااا(فدای تو بشم مامان آخه تو پختن لازانیا به
مامان کمک کرده بودی عشقمممم)
و امااینم عکسهای شما سه تا فسقلی که خاله شیرین زحمت گرفتنش رو کشیده😉:

البته این روزها ما تنها بودیم و بابا رضا رفته بود عمان😍😘


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
